تبليغاتX
شراب طهور
آیات 6و7 سوره انسان جمعه سی ام شهریور 1386 14:11
                               **بنام او که انسان را آفرید از هیچ**

 

 

«اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَیطانِ الرَّجیم»

(6)عَیناً یَشرَبُ بِها عِبادُاللهِ یُفَجِّرونَها تَفجیراً

(7)یوفونَ بِالنَّذرِ وَ یَخافونَ یَوماً کانَ شَرُّه مُستَطیراً

 

 

«پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده»

(6)از چشمه ای که بندگان خاص خدا از آن می نوشند و از هر جا بخواهند آن را جاری می سازنند.

(7)آنها به نذر خود وفا می کنند و از روزی که شر و عذابش گسترده است، می ترسند.

 

 

"I seek refuge the Allah from the Evil one,the Rejected"                                     

(6)A Fountain where the Devotees of Allah do drink,making it flow in unstinted abundance

(7)They perform(their) vows,and they fear a Day whose evil-files far and wide.                 

 

[عیناً] بدل کافور است.اگر کافور اسم چشمه ی بهشت باشد، یعنی آن کافور چشمه ای است در بهشت که [یشرب بها]«ای یشرب منها» یعنی از آن چشمه می آشامنند [عبادالله] بندگان خاص خدای تعالی و اگر مراد از کافور، کافور مشهور باشد؛ «عیناً» بدل از محل «من کأس» است.بنابراین تقدیر آیه چنین است که «یشربون خمر عین» یعنی ابرار از خمر، چشمه ی بهشت می آشامنند که بندگان مؤمن خدای تعالی از آن می آشامنند بنابراین مضاف را که خمر است حذف کرده اند و «عین» مضاف الیه را نصب داده و جایگزین آن ساخته اند.[یفروجنها تفجیرا] یعنی آن چشمه را به هر جا که بخواهند جاری می کنند. در خبر است که هرگاه اراده ی تفجیر آن را کنند خطی بکشند و آب از آن خط جاری شود بدون آنکه محتاج به حفر نهر شوند.

از حضرت صادق(علیه السلام) روایت است که: «هی عین فی دارالنبی(ص) تفجر الی دارالانبیاء والمؤمنین.

[یوفون بالنذر] گویا سؤال کرده اند که حق تعالی به چه سبب ایشان را به این نعمت عظیم روزی کرده؟ در جواب می فرماید که سبب آن است که به نذر خود وفا می کنند.[ویخافون یوما کان شره مستطیرا] و از روزی که شدائد آن فاش و آشکار است می ترسند.علی بن ابراهیم گفته که:المستطیر العظیم...

در رابطه با آیه ی 6 این سوره در جایی دیگر این طور نوشته شده است:

چشمه ای مخصوص بندگان خاص خدا:این چشمه ی شراب طهور چنان در اختیار نیکان و بندگان خاص خداست که هر جا اراده کنند،از همان جا سر برمی آورد.در حدیثی از امام باقر(علیه السلام) در توصیف آن آمده است:«آن چشمه ای در خانه ی پیامبر اسلام(ص) است که از آنجا به خانه ی سایر پیامبران و مؤمنان جاری می شود.» آری همان گونه که در دنیا چشمه های علم و رحمت از خانه ی پیامبر اکرم(ص) به سوی بندگان خدا سرازیر می شود، در آخرت که تجسم بزرگی از این برنامه است؛چشمه ی شراب طهور الهی از همین بیت وحی می جوشد و شاخه های آن به خانه های مؤمنان سرازیر می گردد.

"تفسیر شریف لاهیجی-تفسیر نمونه"

 

***بدانید امروز وقت آمادگی است،فردا مسابقه است،مسابقه بر سر بهشت است و سرانجام باختگان دوزخ***

 

قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان را خواهانم...

التماس دعا

دست حق به همراتون

 

 

 

نوشته شده توسط فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
انسان بودن یا انسان نبودن مسئله این است!!! سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 23:3
                                 **بنام او که انسان را آفرید از هیچ**

در سوره ی مبارکه ی عم یتسائلون می خوانیم:یوم ینفخ فی الصور فتأتون افواجاً و فتحت السماءابواباً و سیرت الجبال فکانت سراباً.  در روز قیامت مردم گروه گروه محشور می شوند و مکرر در مکرر پیشوایان دین گفته اند که فقط یک گروه از مردم به صورت انسان محشور می شوند و گروههای دیگر به صورت حیوانات ، گروههایی به صورت مورچگان، گروههایی به صورت بوزینگان، گروههایی به صورت عقربها، گروههایی به صورت مارها و گروههایی به صورت پلنگ ها مبعوث می شوند !!!

چرا مگر می شود خدا یک انسان را بی جهت به صورت آن حیوانات درآورد؟؟!!!خیر مسلماً این طور نیست.

آن کسی که در دنیا به صورت عقرب بوده است و جز گزندگی کار دیگری نداشته و تمام لذتش، آزار رسانی بوده است؛ به صورت واقعی خودش که صورت عقرب است محشور می شود و آن کسی که میمون است و در دنیا کاری جز میمون صفتی ندارد در قیامت قطعاً به صورت یک میمون محشور می شود و غیر از این چیزی نیست و آن کسی که مانند یک سگ هست به صورت سگ محشور می شود(یحشرالناس علی نیاتهم)

مردم در قیامت مطابق منویات و مقاصد و خواسته ها و خصلتها و صفات واقعیشان محشور می شوند.

تا به حال به این فکر کردید که شما چه هستید و چه می خواهید باشید و چه چیزی را می خواهید؟؟؟آیا خواسته های شما خواسته های یک انسان است؟یا خواسته های شما خواسته های یک درنده است یا خواسته های شما خواسته های یک پرنده است؟!!!هر چه که خواسته ی شما باشد، شما همان هستید وهمان محشور می شوید...

این است که ما را از پرستش ها منع می کنند جز خداپرستی.هر چه را که ما بپرستیم، همان چیز می شویم.

ما اگر پول پرست بشویم؛ پول جزء ماهیت ما می شودو جزء وجود ما می شود و این پول بعداً در قیامت همان

فلز گداخته ای است که قرآن می گوید.این موجودهایی که در دنیا این فلز جزء وجودشان شده و غیر از این فلز چیز دیگری نداشته اند در آخرت هم همان هستند.

قرآن می گوید:والذین یکنزونَ الَّذهبَ و الفضةَ وَ لا یُنفقونها فی سَبیل اللهِ فَبشرهُم بِعذابٍ الیمٍ

یَومَ یُحمی عَلیها فی تارِ جَهنمَ فَتُکوی بِها جِباهم وَ جُنوبَهم وَ ظُهورهم هذا ما کَنزتم لِاَ نفُسِکم

همین ها در آن دنیا او را داغ می کنند و آتش جهنم او هستند.نگویید پول فلزی از بین رفته است،پول اسکناس آمده است !!!خیر در آن دنیا همه چیز ماهیتش شکل دیگری دارد،اسکناسهای آن دنیا هم به صورت آتش درمی آید که از آن فلزهای زرد و سفید بیشتر انسان را آتش می زند، اینها چیزهایی است که انسان را مسخ می کند.پس انسان عقده دار، انسان معیوب است؛ انسانی که یک ماده ای را می پرستد،این انسان یک انسان معیوب و یک انسان مسخ شده است و کامل در هر موجودی با موجود دیگر متفاوت است،مثلاً انسان کامل غیر از فرشته ی کامل است.اگر فرشته ای در فرشته بودن خودش به حدّ اعلاء و به آخرین حد کمال ممکن برسد او غیر از این است ...چرا که انسان در عالم انسان بودن خودش به حد اعلایی از کمال برسد .برای آنکه همان کسانی که ما را از وجود فرشتگان آگاه کرده اند به ما گفته اند که فرشتگان موجوداتی هستند که از عقل محض و اندیشه محض آفریده شده اند و از فکر محض  آفریده شده اند یعنی در آنها هیچ جنبه ی خاکی، مادی شهوانی و غضبی و غیر اینها هیچ وجود ندارد،همچنان که در حیوانات، حیوانات صرفاً خاکی هستند از آنچه که قرآن او را روح خدایی می داند و معرفی می کند بی بهره اند و این انسان است که یک موجودی است هم علوی و سفلی و این تعبیر متن حدیثی است که در اصول کافی آمده است.

ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوه و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله علی شهوته فهواعلی من الملائکة و من غلب شهوته علی عقله فهوادئی من البهائم.

که اهل تسنن هم این روایات را نزدیک به این عبارت دارند و مولوی هم در مثنوی همین حدیث را به صورت شعر درآورده است :

 

در حدیث آمد   که  خلاق   مجید                  خلق عالم را سه گونه آفرید

یک گروه را جمله عقل و علم وجود              آن فرشته است و نداند جز سجود

نیست اندر عنصرش حرص و هوی              نور مطلق  زنده  از عشق خدا

یک  گروه  دیگر از دانش   تهی                  همچو حیوان از علف در  فربهی

او نبیند  جز که  اصطبل و علف                   از شقاوت غافل است و از شرف

و آن سوم هست آدمیزاد  و بشر                    از فرشته نیمی  و  نیمش  ز  خر

نیم خر  خود مایل  سفلی    بود                     نیم دیگر مایل  علوی   شود

تا  کدامین غالب   آید  در نبرد                     زین دو گانه تا کدامین  برد نرد

 

   

بعد می گوید یک گروه از نور مطلق آفریده شده اند و یک گروه هم از خشم و شهوت که مقصود حیوانات هست و انسان را خدا مرکب آفریده، انسان کامل همچنان که با یک حیوان کامل متفاوت است.

یک اسب ایده آل و رسیده به حد کمال با یک انسان کامل متفاوت است.انسان کامل با یک فرشته کامل هم متفاوت است؛ انسان کامل با فرشته ی کامل هم متفاوت است.تفاوت انسان کامل به دلیل همان ترکیب ذاتش است که در قرآن آمده است.

خداوند در آیه ی دوم از سوره ی انسان می فرماید:ما انسان را از یک نطفه ای آفریده ایم که در این نطفه محفوظ های زیادی که مقصود این است استعدادهای زیادی به تعبیر امروز در ژن های این هست رسیده به حدی از کمال که ما او را آزاد و مختار آفریده ایم و لایق و شایسته تکلیف و او را در معرض آزمایش و امتحان و نمره دادن قرار دادیم به دلیل او را در معرض  امتحان و آزمایش و پاداش و کیفر و نمره دادن قرار دادیم  ولی آن موجودات دیگر چنین شایستگی  را ندارند.

در آیه ی سوم این سوره خداوند می فرماید:از این بهتر و زیباتر آزادی و اختیار انسان و ریشه و مبنای آزادی و اختیار انسان را دیگر نمی شود بیان کرد، او را مورد آزمایش قرار دادیم و او را شنوا و بینا و آگاه قرار دادیم راه را به او نمایانده ایم آن وقت این خود اوست که بایستی راه خویشتن را انتخاب کند.

انسان کامل آن انسانی که قرآن می گوید :خلقناه من نطفة امشاج به دلیل همان امشاج بودن کامل  انسان با کامل فرشته فرق می کند؛کامل انسان کمالش در تعادلش هست و در توازنش هست یعنی این همه استعدادهای گوناگون که در او هست آن وقت این انسان، انسان کامل  است که به سوی یک استعداد فقط گرایش پیدا نکند و استعدادهای دیگرش، را مهمل و معطل نگذارد و همه را با هم رشد بدهد.در یک  وضع  متعادل و در یک وضع متوازن که علماء  می گویند اساساً حقیقت عدل بر می گردد بر توازن و هماهنگی، هماهنگی در اینجا معنایش این است که در عین اینکه همه ی استعدادهای انسان رشد می کند، رشدش، رشد هماهنگ باشد.

***برگرفته شده از کتاب انسان کامل نوشته ی استاد شهید مطهری***

 

التماس دعا

دست حق به همراتون

 

 

نوشته شده توسط فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
نگاهی به آیات 1تا5 سوره ی انسان شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 15:46
                                   **بنام او که انسان را آفرید از هیچ**

 

          «بسم الله الرحمن الرحیم»

 

(1)هَل اَتی عَلَی الانسانِ حینٌ مِنَ الدَّهرِ لَم یَکُن شیئاً مَذکوراً

(2)اِنّا خَلَقنَا الانسانَ مِن نطفةٍ اَمشاجٍ نَبتَلیهِ فَجَعَلناهُ سمیعاً بصیراً

(3)اِنّا هَدَیناهُ السَبیلَ اِمّا شاکراً وَ اِمّا کفوراً

(4)اِنّا اَعتَدنا لِلکا فِرینَ سَلاسِلَا وَ اَغلالاً وَ سَعیراً

(5)اِنَّ الاَبرارَ یَشرَبونَ مِن کَأ سٍ کانَ مِزاجُها کافوراً

 

 

         «بنام خداوند بخشنده ی مهربان»

 

(1)آیا زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟؟!!

(2)ما انسان را از نطفه ی مختلطی آفریدیم و او را می آزماییم (بدین جهت) او را شنوا و بین قرار دادیم.

(3)ما راه را به او نشان دادیم؛خواه شاکر باشد و پذیرا گردد یا نا سپاس!!!

(4)ما برای کافران زنجیرها و غل ها و شعله های سوزان آتش آماده کرده ایم.

(5)به یقین ابرار و نیکان از جامی می نوشند که با عطر خوشی آمیخته است.

 

"In the name of Allah"          

 

(1)That there not been over man along period of time;when he was nothing –(not even) mentioned?

(2)Verily;we created man from a drop of mingled sperm in older to try          him:so we gave him (the gifts); of hearing and sight

  (3)We showed him the way;whether he be grateful or ungrateful(rests     on his will)

       (4)For the rejecters  we have prepared chains;yokes and a blazing fire.

(5)As to the Righteous,they shall drink of a cup (of wine) mixed with      Kafour.

 

 

]هل أتی[ کلمه ی هل استفهامی است یعنی به تحقیق که آمد]علی الانسان [بر جنس آدمی حین من الدهر پاره ای از زمان لم یکن شیئاً مذکورا او شئ بود اما مذکور نبود بلکه منسی بود و به عنوان انسانیت ذکر او نمی کردند.در تفسیر اهل بیت(ع) مذکور است که مراد از انسان در آیه حضرت علی بن ابی طا لب(علیه السلام) است و هل استفهامی برای نفی است نه به معنی تحقیق؛یعنی هیچ زمانی برای علی بن ابی طا لب (ع) نگذشت که او در آن زمان مذکور نباشدبلکه همیشه مذکور و معروف بود و چگونه چنین نباشد که نام شریف ایشان با نام خدای تعالی و رسول او بر ساق عرش و در بهشت نوشته شده است.

حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) فرمود که حضرت رسول(صل الله علیه و آله وسلم) خطاب به حضرت عل (علیه السلام) فرمودند: بیان کن که اول نعمتی را که خداوند به تو عطا کرده و تو را انعام فرمود کدام است؟حضرت علی (علیه السلام) فرمودند که اول نعمت این است که خدای تعالی مرا آفرید در حالتی که من چیز مذکوری نبودم!!!پس حضرت رسول(ص) فرمودند:راست گفتی[ انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج]  مراد از انسان در این آیه غیر حضرت آدم (علیه السلام) است .امشاج جمع مشج به معنی امزاج و خلط است.بنا بر این معنی آیه چنین است:«به درستی که ما خلق کردیم آدمی را از نطفه ی مرد و زن»  [نبتلیه]

حال اینکه ما او را به تکالیف شرعیه می آزماییم تا مشخص شود که مطیع و فرمان بردار است یا عاصی سیه روزگار...! [فجعلناه سمیعاً بصیراً]  پس او را شنوا و بینا گردانیدیم تا بدایع صنایع صانع حقیقی را مشاهده کند و به استماع آیات ربانی بپردازد و مقر شود به ربوبیت رب العالمین و به وحدانیت احسن الخالقین  [انا هدیناه السبیل ] به درستی که ما آدمی را به راه حق هدایت کردیم و برای او دین حق را بیان کردیم.[ اما شاکراً واما کفوراً ]می تواند که  نصب شاکرا و کفورا به این تقدیر باشد که لیکون اما شاکراً و اما کفورا یعنی  ما راه حق و دین مستقیم را برای او بیان کردیم تا آنکه به واسطه ی آن اگر به راه حق رود شکرگوینده باشد و اگر ترک آن راه را کند ،کفران نعمت کننده باشد .

انا اعتدنا للکافرین سلاسلاً و اغلالاً به درستی که ما غل و زنجیرهایی آماده کرده ایم برای کافرانی که ترک دین حق کردند تا پاهای ایشان را به زنجیرببندند و با غل ها دستهای آنها را به گردنهای آنها مقید سازند. [ وسعیرا]  و آماده کرده ایم دوزخ را. ان الابرار  به درستی که نیکوکاران  یشربون من کأس  را گاهی بر ظرفی اطلاق می کنند که در آن خمر باشد در اینجا مراد خمر است یعنی آن نیکوکاران از خمربهشت می آشامند. [کان مزاجها کافوراً] مراد از مزاجها تمزج بهاست و بعضی گفته اند که کافور اسم چشمه ای است در بهشت که طیب رایحه و سردی و سفیدی آن مانند کافور است.بنابراین چنین معنی می شود که  هست آن خمر بهشت مخلوط کرده شده به آب چشمه ی کافور که از زمین بهشت می جوشد و اگر مراد از کافور معنای ظاهری باشد،معنی آیه چنین است که هست آن خمر بهشت مخلوط کرده شده به کافور به جهت طیب رایحه ی آن.بعضی گفته اند که لفظ «کان » در اینجا زائد است و تقدیر چنین است که:«یشربون من کأس مزاجها کافورا» و بعضی گفته اند که زائد نیست و مراد این است که «کان فی علم الله مزاجها کافورا»...

 

 

 

منجی انسانها پیامبر اکرم(ص)فرمودند:

ای بشر هر چه می خواهی بکن که هرچه بکاری بدروی...

 

التماس دعا

دست حق به همراتون

 

 

 

 

نوشته شده توسط فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
معرفی سوره«انسان» جمعه بیست و سوم شهریور 1386 9:58
                                       **بنام او که انسان را آفرید از هیچ**

 

سلام به همه ی شما دوستان خوب و نازنین.امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین وطاعات و عباداتتون مورد قبول حضرت حق تعالی باشه.(انشاالله)

 

سوره ی دهر(روزگار-دوران)

 

آیه ی اول  سوره ی «دهر» اشاره  به روزگاری می کند که بر انسان گذشته و او چیزی نبود که یاد شود.از آن پس اشاره به خلقت انسان و قرار گرفتن او بر دو راهی شکر و کفران می نماید.

از آنجا که محور این سوره، انسان است و عملش واخلاصش و ایثارش و عاقبت کارش در قیامت و نعمتهای خوب برای نیکان، نام دیگر این سوره «انسان» است.

 

محتوای این سوره در چهار بخش خلاصه می شود؛

1-آفرینش انسان و نشان دادن راه به او و آزاد گذاشتن او در انتخاب راه

2-ذکر برخی از پاداش های ابرار و نیکان که شأن نزول خاصی در مورد اهل بیت(علیهم السلام) دارد و دلایل استحقاق پاداش های یاد شده برای ایشان

3-اهمیت قرآن و راه اجرای احکام آن و همچنین راه پر فراز و نشیب خود سازی

4-اشاره به حاکمیت اراده ی خدا؛در عین مختار بودن انسان

 

این سوره به نام «هل اتی» نیز مشهور است.از آن جهت که با این کلمه آغاز شده است.این سوره در مدینه نازل شده است و بنابه روایات ، در ستایش از حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها)  است که به خاطرنذرشان  سه روز روزه گرفتند و هنکام افطار،غذای ساده ی خویش را به به مسکین و یتیم و اسیر ایثار کردند.(آیه8) و خود با آب افطار نمودند.

در آیات بعد، از نعمتهای خداوند برای اهل بهشت و پاداش نیکی ها در آخرت یاد شده و فرمان صبر و استقامت داده است.

این سوره ی مبارکه دارای 31 زآیه است و بعد از سوره ی «الرحمن» نازل شده است.

 

 

کسی که این سوره را بخواند پاداشش بهشت  و لباسهای نیکو است.

کسی که این سوره را هر صبح پنج شنبه بخواند روز قیامت با پیامبر(ص) خواهد بود. 

 

 

التماس دعا

دست حق به همراتون

 

 

نوشته شده توسط فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |