تبليغاتX
شراب طهور
پنجشنبه پنجم مهر 1386 23:38
                **بنام آفریننده ی حُسن و حَسن(علیه السلام)**

 

هان! زمین و زمان! مدینه و رمضان! خانه ی کوچک فاطمه(علیها السلام) و ماه صیام!

گوارایتان باد....افتخارتان باد!!!

ماه تمام شهرالله! خوشا تو را که....

آیینه ی تمام زیبایی، شاخه ی گل دامان زهرا(س)، روشنی چشم مرتضی (ع)، ریحانه ی دل رسول(ص) ، ابو محمّد حسن بن علی(علیه السلام) را هم سفر و همراه و همنشینی.

او که درود خدا بر جانش مولود نیمه ی ماه رمضان سومین سال هجرت است؛ اوست اولین نواده ی فرستاده ی خدا و نخستین فرزند حیدر کرّار و فاطمه ی زهرا(س).

او حسن بن علی(ع)، همدم و همساز و همسان قرآن و روح آن است.

ای ابا محمّد! حسن!

نام دلنشین تو شُبّر یعنی حسن است، همان نام فرزند هارون، وزیر موسی (ع).

چهره ات یادآور سیمای رسول خدا(صلی الله علیه و آله).

تو خلیفه ی الاهی و جانشین علی (ع) ، شهسوار میدان فتوّت و یکتای محراب عبادتی.

آنگاه که اموال خود را سه مرتبه با معبودت تقسیم کردی، راه خدا را به مردمان آموختی و آن زمان که بیست بار به خانه ی خدا پیاده رفتی، راه وصال حق را نشان دادی.

ای تمام حُسن و سخاوت! تو در بخشش، زبان زدی ک؛ که تنها به یک سائل پنجاه هزار درهم و پانصد دینار عطا کردی.پس آنگاه ردای خویش زبه کِرای باربر دادی.

تو آن مهربان پدری که همنشین نیازمندانی.با آنان بر سر یک سفره می نشینی و با ایشان هم غذا می شوی.

تو انیس و مونسی؛ رفیقی؛ پدر مهرورزی؛ برادر برابری؛ امین خدا در میان مردمان و بر آفریدگان برهانی...تو از تبار خوبانی...

 

 

*میلاد با سعادت کریم اهل بیت،حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) مبارکباد*

       

 

از حضرت امام حسن مجتبی(ع) سؤال شد:بهترین مردم از نظر زندگی چه کسی است؟

فرمودند:کسی که مردم را در رفاه خود، شرکت دهد.

پرسیدند:بدترین مردم از نظر زندگانی کیست؟

فرمودند:کسی که در خوشی اش شریکی ندارد.

 

        

                         **بنام او که انسان را آفرید از هیچ**

 

می توان اساسی ترین نهادهای نوعی انسان را در یک "اومانیسم"* مورد اتفاق این چنین تصویر نمود:

 

«*اومانیسم مکتبی است که هدف اساسی خود را نجات و کمال انسان در جهان اعلام می کند و انسان را موجودی شریف می شمارد و اصولی که پیشنهاد می کند بر پایه ی پاسخ گویی به نیازهای اصلی ای است که نوعیت انسان را تشکیل می دهد.»

 1-    انسان یک وجود اصیل است:

یعنی در میان همه ی موجودات طبیعی و ماوراءطبیعی ، دارای یک "خود مستقل" است و دارنده ی یک "جوهر نوعی شریف".

2-    انسان یک ارادۀ مستقل است:

 این بزرگترین قدرت خارق العاده و غیر قابل تفسیر در او است.اراده به معنی که در سلسله علیت که جهان طبیعت، تاریخ و جامعه را تابع مطلق خود کرده است، وی به عنوان یک "علت اولیه و مستقل" وارد می شود و عمل می کند و در این تسلسل جبری دخالت می ورزد.

"آزادی" و "اختیار" که دو شاخصه ی وجودی اوست، به وی صفتی خدایی داده است.

۳-    انسان یک موجود آگاه است:

 این برجسته ترین صفت بارز وی است.آگاهی به این معنی که با قدرت شگفت انگیز و معجزه آسای "تفکر" واقعیت جهان خارج را می فهمد، پنهانی های پوشیده از "حس" را کشف می کند و هر واقعیت یا واقعه ای را می تواند تجزیه و تحلیل کند و در سطح "محسوسها" و"معلول ها" نماند و به ماوراء محسوس پی برد و از معلولی به سوی علت استدلال نماید و بدین گونه، هم محدوده ی حس خود را بشکافد و هم محدوده ی زمانی خود را به سوی گذشته و آینده ای که وی خود را در آن حضور ندارد وسعت بخشد و تصور درست و گسترده و عمیقی از محیط خویش کسب کند.

به قول پاسکا ل؛ انسان یک نی ضعیفی بیش نیست.قطره ی حقیری برای نابودی وی کافی است، اما اگر تمامی جهان کمر به قتل وی بندند باز هم وی از تمامی جهان شریف تر است، جهان از این که انسان را نابود می کند آگاه نیست، اما انسان می فهمد که نابود می شود؛ یعنی "آگاهی" جوهری است برتر از "وجود".

4-انسان یک موجود خودآگاه است:

یعنی تنها موجود زنده ای است که نسبت به خویش،علم حضوری دارد.

می تواند خود را به عنوان یک موجود مستقل از خویش، مورد بررسی قرار دهد، تجزیه و تحلیل کند، بشناسد، ارزیابی نماید و در نتیجه تغییر دهد.«تاین بی» فیلسوف بزرگ تاریخ می گوید:«تمدن امروزی بشر، به عالی ترین مرحله ی کمال تاریخی خویش رسیده است، زیرا تمدن امروز است که خود می داند رو به زوال است.!!!»

5-انسان یک موجود آفریننده است:

 این آفرینندگی که با کار وی آمیخته است، او را کاملاً در برابر طبیعت قرار می دهد و در کنار خدا، این آفرینندگی وی را دارای  این قدرت خارق العاده کرده است که بتواند از اندازه های طبیعی وجود و امکانات محدود خویش فراتر رود، به او یک شگفتی و وسعت نا محدود و جودی بخشد و او را از آنچه طبیعت به وی نداده است، برخوردار سازد.

6-انسان یک موجود آرمان خواه یا ایده آل پرست است:

به این معنی که هرگز در برابر "آنچه هست" تسلیم و متوقف نیست و می کوشد تا آن را به صورت "آنچه باید باشد" تغییر دهد و از این رو است که همواره تفنن می کند و از این رو است که به صورت تنها موجودی خودنمایی   می کند که نه ساخته ی محیط، که سازنده ی محیط است و در یک عبارت، "ایده"ی خویش را همواره بر "واقعیت" (رآ لیته) تحمیل می نماید و بدین گونه است که نه تنها همواره در حال حرکت است و در حال حرکت به سوی کمال، بلکه برخلاف دیگر موجودات زنده، مسیر تکامل خویش را خود تعیین می نماید و از پیش نسبت بدان آگاهی دارد.

آرمان خواهی بزرگترین عامل حرکت و تکامل آدمی است و او را وامی دارد که هرگز در حصار محدود و ثابت "واقعیت موجود" در طبیعت و در زندگی ساکن نشود و همین نیرو است که او را همواره به تفکر، کشف ، کنجکاوی، حق یابی، ابتکار و خلق مادی و معنوی وا می دارد.

صنعت، هنر، ادبیات و تمامی فرهنگ غنی بشری تجلی گاه روح ایده آل جوی این موجودی است که هرگز به تسلیم در برابر وضعی که جهان برایش تدارک دیده است خشنود نیست.

7-انسان یک یک موجود اخلاقی است:

در اینجا مبحث بسیار مهم "ارزش" (valeur) پیش می آید. ارزش عبارت است از رابطه ای میان انسان و یک "پدیده" ، یک "رفتار" ، یک "عمل" و یا یک "حا لت" که در آن، انگیزه ای برتر از "سود" مطرح است و از این رو است که آن را نوعی "رابطه قدسی" می توان نامید که با "حرمت و پرستش" عجین است تا آنجا که در این رابطه انسان، حتی وجود و حیات خویش را برای وقف کردن و یا فدا کردن، موجه احساس می کند.

اما در عین حال، آنچه قابل تأمل بسیار است است،این است که در اینجا "توجیه" هرگز یک "توجیه طبیعی،عقلی و علمی" نمی تواند باشد و در همین حال، این احساس، به عنوان عالی ترین جلوه ی وجودی انسان، در طول تاریخ و در همه ی مذهب ها و فرهنگ ها مورد اعتراف قرار می گیرد و عزیزترین سرمایه ها و پرشکوه ترین افتخارات و گرانبهاترین عشق ها و رویدادها و کرامت ها را در فرهنگ هر ملتی و مذهبی و در فرهنگ بزرگ بشری تشکیل می دهد.

«برگرفته شده از کتاب"انسان،اسلام و مکتب های مغرب زمین" نوشته ی دکتر علی شریعتی»

 

التماس دعا

دست حق به همراتون

 

 

نوشته شده توسط فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
آیات 8و9و10 سوره انسان یکشنبه یکم مهر 1386 9:20
                                **بنام او که انسان را آفرید از هیچ**

 

 

«اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَیطانِ الرَّجیم»

(8) وَ یُطعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّه مِسکیناً وَ یَتیماً وَ اَسیراً

(9) اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزاءً وَ لا شُکوراً

(10) اِنّا نَخافُ مِن رَبِّنا یوماً عَبوساً قَمطریراً

 

«پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده»

(8) وغذای خود را با این که به آن علاقه و نیاز دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می دهند.

(9) (و می گویند) ما شما را به خاطر خدا اطعام می کنیم و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم.

(10) ما از پروردگارمان خائفیم در آن روزی که عبوس و سخت است.

 

 

"I seek refuge the Allah from the Evil one, the Rejected"

(8)And they feed for the love of Allah the indigent, the orphan, and the captive.

(9) (saying) we feed you for the sake of Allah alone; no reward do we desire from you, nor thanks.

(10) We only fear a Day of distressful wrath from the side of our Lord.  

 

[و یطعمون الطعام] و طعام را می خورانند [علی حبه] با وجود دوستی و احتیاج به آن [مسکینا و یتیما و اسیرا] به درویش و یتیم و بنده ای از بنده های مشرکین «فی امالی الصدوق و یطعمون الطعام علی حبه یقول علی شهوتهم الطعام و ایثارهم له مسکینا من مساکین المسلمین و یتیما من یتامی المسلمین و اسیرا من اساری المشرکین» از حضرت ابوالحسن الرضا(علیه السلام) روایت است که آن حضرت فرمودند: سزاور است بر مردانی که فراخ گرداند روزی را بر همسر و فرزندان خود، تا آن که ایشان آرزوی موت او را نداشته باشند و بعد از این ، آیه ی «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا» را تلاوت کردند و بعد از این حق تعالی از خلوص نیت ایشان  و آنچه ایشان در ضمیر خود جا داده اند به زبان حال ایشان خبر می دهد که گویند ایشان [انما نطعمکم لوجه الله] جز این نیست که شما را برای طلب رضای خدا تعالی می خوانیم [لا نرید منکم جزاء] نه از شما عوضی می خواهیم [و لا شکورا] و نه شکرگزاری  و ثنا و ستایش کردنی از شما می خواهیم.[ انا نخاف من ربنا یوما عبوساً قمطریراً] این آیه دلیل است بر بر عدم اراده ی جزا و شکور؛ به این معنی که به درستی که ما طلب مکافات از تصدقات خود نمی کنیم به واسطه ی این که به تحقیق ما از پروردگار خود می ترسیم.از این آیه مستفاد می شود که اطعام حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به واسطه ی خوف عقاب است.

از آیه ی 5 این سوره تا آخر آیه ی 22 در شأن حضرت علی ،حضرت فاطمه و حسنین(علیهم السلام) و فضّه که خادمه ی ایشان بود نازل شده است.از اب عباس روایت شده است که در بعضی از ایام حسنین(علیهما السلام) بیمار شدند.پیامبر اکرم(صل الله علیه وآله و سلم) با جمعی از اصحاب خود به عیادت آن دو نور دیده ی مرتضی و زهرا(علیهما السلام) رفتند و آن حضرت و اصحابشان فرمودند که ای ابوالحسن از برای حسنین نذری کن تا حق تعالی ایشان را از این بیماری نجات بخشد.پس حضرت سید الوصیین(علیه السلام) نذر کرد: «اگر حق تعالی لباس صحت در ایشان بپوشاند، من سه روز روزه دارم » و همچنین حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و فضّه که خادمه ی ایشان بود، سه روز روزه نذر کردند و چه زیباست لفظ «فضّه» که در این سوره خواهد آمد و همچنین در روایات آمده است که حسنین(علیهما السلام) نیز اقتدا به والد عالی قدر خود کرده و سه روز روزه نذر کردند.چیزی نگذشت که شافی حقیقی تعالی ،شفای کامل را نصیب ایشان گردانید و چون حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) تصمیم به ایفای نذر خود کردند؛ در خانه طعامی نبود و از لحاظ غذا دست خالی بودند.به همین دلیل آن حضرت به ناچار از یک یهودی که در بعضی روایات نام او شمعون بن حاریا و در بعضی دیگر فنحاص بن الحارث است، سه مَن جو قرض کرد.حضرت فاطمه(علیها السلام) یک مَن از آن را آرد کرد و نان پخت.بعد از ادای نماز چون خواستند که از آن نان، روزه گشایند مسکینی به در خانه آمد و گفت:« سلام بر شما ای خاندان محمد(ص)، مستمندی از مستمندان مسلمان هستم.غذایی به من بدهید؛خداوند به شما غذاهای بهشتی مرحمت کند.» بنابراین جمیع اهل روزه به موافقت امیرالمؤمنین(علیه السلام) سهم نان خود را به آن مسکین دادند و تمام آن یک مَن نان نصیب مسکین شد و خود ایشان با آب خالص روزه گشودند و همچنین در شب دوم به واسطه ی طلب یتیمی و در شب سوم به جهت طلب اسیری از اسیران مشرکین با آب روزه ی خود را گشودند...

در روز چهارم که به نذر خود وفا کرده بودند حضرت امیرالمؤمنین وحسنین(علیهم الصلوة والسلّم) در غایت ضعف و ناتوانی به خدمت حضرت رسول(صلّ الله علیه وآله) رفتند و آن حضرت بعد از مشاهده ی حال آن حضرات به گریه افتادند پس جبرئیل امین در این هنگام با سوره ی «هل اتی» در رسید و آیه ی «ان الابرار یشربون من کأس کان مزاجها کافورا» را تا « وکان سعیکم مشکورا» بر حضرت خواند .

در این وقت چون حضرت رسول(ص) اهل بیت طیبین و طاهرین خود را گرسنه دیدند؛ جبرئیل با کاسه ای از طلای مرصع به دُر و یاقوت نازل گشت و آن کاسه مملو از «ترید» بود که از آن بوی مشک و کافور می آید.

پس اهل بیت رسالت(صلوات الله علیهم اجمعین) از آن خوردند تا سیر شدند و با وجود این لقمه ای از آن کم نشده بود...!

 از امام موسی کاظم(علیه السلام) نقل شده است که مراد از ایفای نذر در این آیه ایفای عهدی است که «یوم المیثاق» از ذریت آدم گرفته شده از برای اقرار به ولایت ما، ائمه ی معصومین(علیهم السلام) ...

یتیم نوازی(اثر استاد فرشچیان)

                              ************************************

در آیه 9 این سوره ی مبارکه به فضیلت غذا دادن به دیگران اشاره شده است.

سیر کردن گرسنگان یکی از کارهای برجسته ی نیکان است که قرآن بر آن تأکید فراوانی کرده است.اگر به دنیای امروز نگاهی بیندازیم که طبق اخبار منتشر شده، هر سال میلیونها نفر از گرسنگی می میرند، در حالی که در مناطق دیگر دنیا آن قدر غذای اضافی به زباله دان ها می ریزند که حسابی برای آن نیست، اهمیت این دستور اسلامی و دوری دنیای امروز از موازین اخلاقی روشن می گردد.در روایات نیز تأکید فراوانی در این زمینه دیده می شود.در روایتی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم:«کسی که مؤمنی را غذا دهد تا سیر شود، هیچ کس از خلق خدا نمی داند که در آخرت چه پاداشی دارد و فرشتگان مقرب اللهی و پیامبران نیز ندانند؛ جز خداوند که پروردگار عالمیان است.» در بعضی از روایات نیز تصریح شده که اطعام گرسنگان

-هر چند مؤمن و مسلمان هم نباشد- از بهترین اعمال است.در روایتی از پیغمبراسلام(ص) آمده است:

«از بهترین اعمال نزد خدا، خنک کردن جگرهای داغ و سیر کردن شکم های گرسنه است.سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست، بنده ای که شب سیر بخوابد و برادر مسلمانش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است.»

*تفسیر شریف لاهیجی وتفسیر پیشین*

 

حضرت علی(علیه السلام) : هر چیز زکاتی دارد و روزه زکات تن است.

طاعات و عبادات تمام شما عزیزان مورد قبول درگاه حق تعالی...

التماس دعا

دست حق به همراتون

 

نوشته شده توسط فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |