|
آیات16 الی 20 سوره انسان
جمعه سیزدهم مهر 1386 15:13
**بنام او که انسان را آفرید از هیچ**
**اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَیطانِ الرَجیم** (16) قَواویرَامِن فِضَّةٍ قَدَّروها تَقدیراً (17) وَ یُسقَونَ فیها کَأساً کانَ مِزاجُها زَنجَبیلاً (18)عَیناً فیها تُسَمّی سَلسَبیلاً (19) وَ یَطوفُ عَلَیهِم وِلدانٌ مُخَلَّدونَ اِذا رَأَیتَهُم حَسِبتَهُم لؤلؤاً مَنثوراً (20) وَ اِذا رَاَیتَ نَعیماً وَ مُلکاً کَبیراً
**I seek refuge the Allah from the Evil one,the Rejected** (16) Crystal-clear, made of silver, they will determine the measure there of (according to their wishes) (17) And they will be given to drink there of a cup (of wine) mixed with Zanjabil (18) A Fountain there, called Salsabil (19) And round about them wilt (serve) youths of perpetual (freshness); If thou seest them, thou would st think them scattered pearls (20) And when thou lookest, it is there thou wilt see a Bliss and a Realm Magnificent **پناه می برم بر خدا از شر شیطان رانده شده** (16) ظرفهای بلورینی از نقره، که آنها را به اندازه ی مناسب آماده کرده است. (17) و در آنجا جام هایی سیراب می شوند که لبریز از شراب طهوری آمیخته با زنجبیل است. (18) از چشمه ای در بهشت که نامش سلسبیل است. (19) و بر گردشان(برای پذیرایی) نوجوانانی جاودانی می گردند که هرگاه آنها را ببینی گمان می کنی مروارید پراکنده اند. (20) و هرگاه که آنجا را ببینی نعمتها و ملک عظیمی را می بینی.
*کلمه ی "قواریر" در این آیه بدل است از "قواریر" در آیه ی قبلی.و بعضی گفته اند:منظور از نقره ای بودن قواریر تشبیه ظرفهای بهشتی است، که از نظر صفا و زیبایی مانند ظرف نقره است نه اینکه حقیقتاً از جنس نقره باشد.بعضی هم احتمال داده اند که کلمه ای در آیه حذف شده باشد و تقدیر آن "قواریر من صفاء الفضه" باشد. "قدروها" به همان طایفه ی ابرار برمی گردد. منظور آن است که ظرفهای غذا و شراب را خود ابرار بر طبق میل خود اندازه گیری می کنند، از غذل و شراب هر مقداری که بخواهند استفاده می کنند، ظرف آن غذا و شراب را هم به اندازه ی همان مقدار طعام و شراب اندازه گیری می کنند و خلاصه چیزی از غذا و شرابشان در ظرف زیاد و کم نمی آید.آیات شریفه ی "لهم ما یشاون فیها" و "یفجرونها تفجیرا" نیز به این معنا اشاره دارد. البته احتمال هم دارد که ضمیر به خدمتگذاران طوافگر برگردد و مراد این باشد که خدمتگذاران ظرفهای غذا و شراب را به آن مقدار که غذا و شرابی که ابرار احتیاج دارند اندازه گیری می کنند و در نتیجه چیزی از غذا و شرابشان در ظرفها نمی ماند و کم هم نمی آید. بعضی از مفسرین گفته اند:در عرب مرسوم بوده که از زنجبیل به عنوان عطر و بوی خوش استفاده می کرده اند و آن را در جام نوشیدنیها می ریختند. در این آیه هم به ابرار وعده داده شده که زنجبیل بهشتی را که پاکیزه تر و خوشبوتر است در جام شرابشان می ریزند. کلمه ی "سلسبیل" به معنای آبی سبک و لذیذ و برنده است. یعنی فرزندان بهشتی پیرامون ابرار طواف می کنند که همیشه طراوت و خرمی جوانی و زیبایی منظر را دارند.ولی بعضی گفته اند:"ولدان مخلدون" به معنای جوانانی است که گوشواره ی معروف به خلده را به گوش دارند و منظور از اینکه فرمود:تو گمان می کنی که لؤلؤ منثورند؛ این است که آن خدمتگزاران آنقدر صفای لون دارند و آنقدر چهره هایشان نورانی است که نور رویشان به روی یکدیگر می تابد، تو گویی در مجالسی که ایشان خدمت می کنند لؤلؤ نثار کرده اند. "ثم" با فتحه ظرف مکان است به همین دلیل بعضی گفته اند که: "رأیت" اولی به این معناست که اگر چشم خود را به آنجا یعنی به بهشت بیفکنی در آنجا نعیمی می بینی که با زبان قابل وصف نیست و ملک کبیری می بینی که با هیچ مقیاسی نمی توان تقدیرش کرد.
خدایا! تو ماه رمضان را از خالص ترین وظایف، و واجب های ویژه، قرار دادی و از ماههای دیگر، ممتاز گردانیدی و از همه ی زمانها و روزگاران برگزیدیو با فرستادن قرآن و نور هدایت، آن را بر همه ی اوقات سال، برتری دادی و ایمان را در این ماه چندین برابر، و روزه داری را واجب، و شب زنده داری را دلپسند گردانیدی و شب قدر را که بهتر از هزار ماه است، بزرگ داشتی. خدایا! ما اهل آشنای این ماهیم؛ ماهی که ما را به آن بزرگ بخشیدی و آنگاه که شوربختان، منزلت آن را نمی دانستند، ما را به درک جایگاه آن موفّق کردی. خدایا! گناه کوچک یا بزرگی را که در این ماه به آن نزدیک شدیم، یا از روی فراموشی به خویشتن ستم کردیم یا اینکه به وسیله ی آن حریمی را شکستیم، پس بر محمد(ص) و خاندانش درود فرست و به ستّاریت خود ما را بپوشان و به عفو خود از ما درگذر و ما را در برابر دیدگان شماتت کنندگان قرار مده و زبان طاعنان را بر ما مگشا و ما را در سایه ی لطف و مهر بی پایان خود و احساس کاستی ناپذیرت به کاری وادار که مایه ی ریزش و آمرزش هرچه که از ما نمی پسندی باشد. خدایا! گناهان آشکار و نهان ما را بیامرز... «صحیفه ی سجادیه» امیدوارم که خدا جون خوب و مهربون در این شبهای عزیز که گذشت گناهان همه ی بنده هاشو بخشیده باشه و ما بنده ها هم حواسمونو جمع کنیم که دیگه اشتباهات گذشته رو تکرار نکنیم و بیایم قدر این تولد دوباره رو بدونیم و برای بهتر شدن دوباره سعی خودمون روبکنیم راستی دوستای خوبم تولدتون مبارک...
التماس دعا دست حق به همراتون
آیات11 الی 15 سوره انسان
دوشنبه نهم مهر 1386 0:8
**بنام او که انسان را آفرید از هیچ**
**اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَیطانِ الرَجیم** (11) فَوَقاهُمُ اللهُ شَرَّ ذلِکَ الیَومِ وَ لَقاهُم نَضرَةً وَ سُروراً. (12) وَ جَزاهُم بِما صَبَروا جَنَّةً وَ حَریراً (13) مُتَّکِئینَ فیها عَلَی الاَرائِکِ لا یَرَونَ فیها شَمساً وَ لا زَمهَریراً (14) وَ دانیةً عَلَیهِم ظِلالُها وَ ذُلِّلَت قُطوفُها تَذلیلاً (15) وَ یُطافُ عَلَیهِم بِآنیةٍ مِن فِضَّةٍ وَ اَکوابٍ کانَت قَواریراً
**پناه می برم بر خدا از شر شیطان رانده شده** (11) (به خاطر این عقیده) خداوند آنان را از شر آن روز نگه می دارد و آنها را می پذیرد در حالیکه غرق شادی و سرورند. (12) و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهای حریر بهشتی را به آنها پاداش می دهد. (13) این در حالی است که در بهشت بر تختهای زیبا تکیه کرده اند؛ نه آفتاب را در آنجا می بینند و نه سرما را. (14) و در حالی است که سایه های درختان بهشتی بر آنها فرو افتاده و چیدن میوه هایش بسیار آسان است. (15) و در گرداگرد آنها ظرفهایی سیمین و قدح هایی بلورین می گردانند (پر از بهترین غذاها و نوشیدنی ها) **I seek refuge the Allah from the Evil one,the Rejected** (11) But Allah will deliver them from the evil of that Day,and will shed over them a light of Beauty and (blissful) Joy. (12) And because they were patient and constant, He will reward them with a Garden and (garments of) silk. (13) Reclining in the (Garden) on raised thrones, they will see there neither the sun's (excessive heat) nor (the moon's) excessive cold. (14) And the shades of the (Garden) will come low over them, and the buches (of fruit), there will hang low in humility. (15) And amongst them will be passed round vessels of silver and goblets of crystal. (وقایه) به معنای حفظ کردن و از اذیت کردن جلوگیری نمودن است و وقتی گفته می شود:فلان لقی فلان بکذا معنایش این است که با چنین وضعی رو به رو شد و کلمه ی "نضره" به معنای بهجت و خوشرویی، و کلمه ی سرور در مقابل اندوه است. و معنای آیه این است که خدای تعالی ایشان را حفظ و شر آن روز را از ایشان منع کرد، و با بهجت و سرور با آنان رو به رو شد، پس این طایفه در آن روز خوشحال و مسرورند. منظور از "صبر" صبر اهل بیت(علیهم السلام) در برابر مصیبت و در برابر اطاعت، و از معصیت است، چون این طایفه در زندگی دنیا به جز وجه پروردگارشان طلبی نداشتند، اراده ی او را بر خواست خود مقدم می دانستند.در نتیجه در برابر آنچه که خداوند برای آنان مقدر کرده بود،و هر محنت و مصیبتی که برای آنان خواسته بود صبر می کردند و نیز بر امتثال هر فرمانی که به ایشان داده بود،و بر ترک هر عملی که ایشان را از آن نهی کرده بود صبر می کردند، هرچند که با خواست خودشان مخالف بود. ولذا خدای تعالی مشقت و زحمتی را که در راه بندگی او تحمل کرده بودند به نعمت و آسایش مبدل کرد. کلمه ی "ارائک" جمع کلمه ی "اریکه"است که به معنای هر چیزی است که به آن تکیه دهند و کلمه ی "زمهریر" به معنای سرمای شدید است.و معنای آیه این است که: خدای تعالی مشقت هایی را که تحمل کردند به بهشت و نعمت مبدل کرد، در حالیکه اینان در آن بهشت بر تکیه گاهها تکیه داشتند و در بهشت نه آفتابی می بینند تا از گرمای آن متاذی شوند ونه زمهریری تا از سرمای آن ناراحت گردند. "در آنجا نه آفتاب را می بینند و نه سرما را": این جمله اشاره به اعتدال کامل هوای بهشت دارد.«زمهریر» به معنای شدت سرما است.در روایتی از ابن عباس نقل شده است:«هنگامی که بهشتیان در بهشت هستند، ناگهان نوری همچون آفتاب مشاهده می کنند که صحنه ی بهشت را روشن کرده است.به رضوان(فرشته ی مأمور بهشت) می گویند: این نور چیست؛ با این که پروردگار ما فرموده در بهشت نه آفتاب را می بینند و نه سرما را؟ او در پاسخ می گوید:این نور خورشید و ماه نیست؛ علی(علیه السلام) و فاطمه(علیهاالسلام) خندان شده اند و بهشت از نور دندانشان روشن گشته است.» کلمه ی "ضلال" جمع ظل(سایه) است و منظور از نزدیکی سایه بر سر آنان این است که سایه بر سرآنان گسترده است.پس کلمه ی "دانیه" در خصوص این مورد ، هم معنای خود را دارد و هم معنای گستردگی را می دهد و کلمه ی "قطوف" جمع قِطف است که به معنای میوه ی چیده شده است.تذلیل قطوف به این مهنی است که خدای تعالی میوه های بهشتی را برای ایشان مسخر کرده و تحت فرمان و اراده ی آنان قرار داده است،به هر نحو که بخواهند بدون هیچ مانع و زحمتی بچینند. کلمه ی "آنیه" جمع کلمه ی« اناء» به معنای ظرف است و کلمه ی "اکسیه" جمع« کساء» و"اکواب" جمع«کوب» نیز به معنی ظرف است.البته ظرفی که مانند لیوان نه دستی داشته باشد و نه لوله.مراد از اینکه فرمود با چنین ظرفهای نقره فام دور آنان طواف می کنند، طواف کردن خدام بهشتی است که برای اهل بهشت طعام و آب می آورند. کلمه ی "قواریر" در این آیه بدل است از "قواریر" در آیه ی قبلی.و بعضی گفته اند:منظور از نقره ای بودن قواریر تشبیه ظرفهای بهشتی است، که از نظر صفا و زیبایی مانند ظرف نقره است نه اینکه حقیقتاً از جنس نقره باشد.بعضی هم احتمال داده اند که کلمه ای در آیه حذف شده باشد و تقدیر آن "قواریر من صفاء الفضه" باشد. ******************* ******************************
ما آدما، شب احیا که میشه هول میشیم یه جورایی هممون دست و پاهامونو گم می کنیم...آخه میگن تو این شبهای عزیز خدا جون پرونده ی اعمال خیلی هامونو می بنده و کارنامه هامونو بهمون می ده و بعد از این شبهای عزیز پرونده ی تازمون باز میشه... پس بیایم قدر این شبهای خوب و عزیز رو بدونیم شاید یه فرصت خوبی باشه برای از نو شروع کردن...بیایم سعی کنیم کمتر فریب شیطان رو بخوریم و بنده ی خوبی برای خدای خوب و مهربونمون باشیم... دوستای خوبم صدای اجابت که به دلتون رسید و دل پاکتونو لرزوند؛ بقیه رو هم فراموش نکنید و از دعای خیر خودتون بی نصیب نگذارید...
ای خداوند! تو که به بنی آدم کرامت بخشیده ای تو که امانت خاص خویش را بر دوش بنی آدم نهاده ای تو که همه ی پیامبرانت را برای تعلیم کتاب و تحقق عدالت مبعوث کرده ای تو که عزت را از آن خود می خوانی و از آن پیامبران خود و از آن انسانهایی که ایمان دارند... ما انسانیم...! خدایا:در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند، مرا با «نداشتن» و «نخواستن» رویین تن کن. خدایا: مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تا پیش از شناختن «درست» و «کامل» کسی یا فکری- مثبت یا منفی- قضاوت نکنم. خدایا:خودخواهی را چندان در من بکش یا چندان برکَش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم. خدایا: به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم.بگذار تا آن را من، خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست می داری.
|
|